سفارش تبلیغ
صبا ویژن

وبلاگ مذهبی

مباهله سندی قطعی بر فضیلت و امامت امیرالمومنین (ع)

مباهله واقعه ای تاریخی و مسلّم است که در وقوع آن تردیدی نیست. آنچه مهم است شخصیت‌های سازنده این واقعه هستند که باعث این رخداد تاریخی شدند. از مجموع این واقعه برمی آید، پیامبر خدا به گونه ای متعبدانه در شرایطی کاملا منحصر به فرد بهترین افراد را معرفی کرده است. از لابلای این حادثه تاریخی می توان دلایل آشکاری بر منزلت و شأن ویژه اهل بیت پیامبر اکرم (صلوات الله علیهم) به خصوص جایگاه امیر المؤمنین امام علی علیه السلام مشاهده نمود که به اختصار به این دلایل اشاره می کنیم.

مباهله

اسناد فضیلت و شأن امام علی (ع) در جریان مباهله

1-نقش ویژه علی بن ابیطالب پس از اولین ملاقات مسیحیان نجران با پیامبر اکرم(ص)

بعد از نامه پیامبر خدا به مسیحیان نجران و تصمیم آنها برای ملاقات حضوری با پیامبر، شصت نفر از بهترین ها و داناترین هایشان به همراه سران مذهبی خود در حالی که لباس‌های ابریشمی به همراه انگشترهای طلا و صلیب پوشیده بودند در مسجد بر پیامبر اکرم وارد شدند ولی احساس کردند که پیامبر از آنها ناراحت شده است. دلیل ناراحتی را از عثمان بن عفان و عبدالحمن بن عوف پرسیدند و آنها گفتند حل این مشکل به دست علی بن ابیطالب است. حضرت نیز در پاسخ آنها را توصیه کردند که با ظاهری ساده و بدون زر و زیور به حضور پیامبر برسند تا مورد احترام قرار گیرند و این اتفاق نیز افتاد.[1] 

با تطبیق عبارات آیه بر افراد شرکت کننده در مباهله عبارت "انفسنا" کسی جز علی بن ابیطالب نخواهد بود.

این قطعه مقدماتی از جریان مباهله پس از اولین ملاقات مسیحیان نجران با پیامبر اکرم به خوبی برتری و فضیلت حضرت علی علیه السلام را بر دیگران اثبات می کند. اینکه دو نفر از افراد مشهور آن زمان بدون کمترین تردیدی، نزدیکترین فرد به پیامبر اکرم و کسی که بهتر از هر فرد دیگری پیامبر و اخلاق و روحیات او را درک می کند و می شناسد، علی بن ابیطالب معرفی می کنند. این، یکی از اعترافات و اسناد تاریخی فضیلت حضرت علی علیه السلام در این واقعه است.

2-علی بن ابیطالب یکی از بهترین افراد برای مباهله

با اینکه در آن زمان تعداد مسلمانان زیاد بود و  خود پیامبر اکرم بستگان زیادی داشتند و می توانستند بسیاری از آنها را همراه خود برای مباهله ببرند، اما ایشان از میان آن همه، تنها چهار نفر را انتخاب کردند. این، سندی مهم بر جلالت شأن، طهارت و استواری ویژه ایمان و برتری این چهار نفر بر دیگران است که یکی از آن چهار نفر علی بن ابیطالب است.

 

3- تطبیق دقیق "انفسنا" بر حضرت علی علیه السلام

در اینکه تنها این چهار نفر یعنی علی بن ابیطالب، فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام به همراه پیامبر برای مباهله رفتند و نیز آیه 61 سوره آل عمران برای جریان مباهله نازل شده هیچ کس تردیدی ندارد. لاجرم، با تطبیق عبارات آیه بر افراد شرکت کننده در مباهله عبارت "انفسنا" کسی جز علی بن ابیطالب نخواهد بود. اصل اشاره به علی بن ابیطالب در یکی از آیات قرآن کریم، فضیلتی بسیار بزرگ برای ایشان است.

4- شرکت کنندگان همراه پیامبر، شریکان در دعوت پیامبر

در روایات پیامبر اکرم اشاره شده است مثل اینکه می فرماید: عَلِیٌّ کَنَفْسی، لا فَرقَ بَینی وَ بَینَهُ إلَّا النُّبُوَّة؛ علی همانند من است، بین من و او جز نبوت، فرقی نیست.

مسیحیان نجران چون رسول خدا را مدعی پیامبری و نیز اعتقادات بیان شده می‌دانستند مباهله را منصفانه دیدند و پذیرفتند و مسلّم آن که، کسانی باید در مباهله شرکت کنند که در این دعوت، شریک و جزئی از مدّعا باشند وگرنه صحیح نیست کسانی قربانی ادعای رسالت ایشان شوند که نقشی در این ادعا نداشته اند.[2]
 نتیجه آنکه این چهار تن که علی بن ابیطالب نیز یکی از آنهاست نقشی اساسی در دعوت به اسلام دارند و دین اسلام بدون آنها ناتمام است.

5-تعبیر "انفسنا" فضیلتی بزرگتر و سند امامت و خلافت علی بن ابیطالب

انفسنا (به معنای جان پیامبر) اثباتی عینی، از جانشینی علی بن ابیطالب بعد از پیامبر اکرم است. آیا تعبیری واضح تر از جان پیامبر می تواند نشان دهنده سزاواری آن شخص برای جانشینی و خلافت و امامت امّت را بیان کند؟ این تعبیر نشان می دهد که حضرت علی علیه السلام در همه شئون همانند پیامبر خداست و تنها یک استثناء وجود دارد و آن هم نبوت ایشان است که بارها در روایات پیامبر اکرم اشاره شده است مثل اینکه می فرماید: "عَلِیٌّ کَنَفْسی، لا فَرقَ بَینی وَ بَینَهُ إلَّا النُّبُوَّة"؛ علی همانند من است، بین من و او جز نبوت، فرقی نیست.[3]

بنابراین اگرچه پیامبری بعد از رسول خدا نخواهد بود، اما مسلّماً جانشین او جز علی بن ابیطالب نمی تواند باشد و اطاعت از او اطاعت از پیامبر و نافرمانی از او نافرمانی از پیامبر خداست چنانکه رسول خدا فرمود: عَلِیٌّ مِنّی کَنَفْسی، طاعَتُهُ طاعَتی، وَ مَعصِیتُهُ مَعصِیَتی.[4]
اینها تنها تعدادی از دلایل فضیلت علی بن ابیطالب از زاویه رخداد مباهله است...


پیادهروی اربعین یکی از عمیقترین تجربههای معنوی من بود

نشست تخصصی «حسین (ع) در اندیشه مسیحیت» سه شنبه 5 شهریور با حضور مالخاز، کشیش مسیحی از گرجستان در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد.

سید مجید امامی، معاون پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) در ابتدای این برنامه گفت: تشکر می کنم از موسسه راهبرد معاصر که به برگزاری این نشست در دانشگاه امام صادق (ع) همت کردند. به شدت به سمت توسعه مطالعات اربعین از منظر ادیان و علوم انسانی رفته ایم. باید این ها را به زبان هنر و رسانه تبدیل کنیم. گفت گوی ادیان و همزیستی میان ادیان سال هاست که مطرح است. زیارت اربعین خیلی فراتر از گفتگوی ادیان است؛ بلکه یک هم تجربگی معنوی (Spiritual Co-Experience) است. این فرصتی بسیار ارزشمند برای تجربه معنوی برای بشر امروز است. ما از لحاظ فقهی در مورد مسجد محدودیت هایی داریم اما در مورد حرم ها و مسیر حرکت راهپیمایی اربعین محدودیتی نداریم. با حضور در این حرکت همه می توانند تجربه معنوی و کشف و شهود معنوی داشته باشند.

کشیش مالخاز در ادامه به ایراد سخنرانی پرداخت. وی گفت: خوشحالم که در این جمع مهمان امام حسین (ع) هستم. با یک داستان قدیمی از روم شروع می کنم. عالمی در آن زمان حضور داشت که کتاب های زیادی می نوشت و تصمیم می گیرد تحقیقات مذهبی انجام دهد. روزها را به مطالعه آن متون دینی می گذراند. یک روز بعد از انجام مطالعات در راه بازگشت به خانه اش به متنی که خوانده بود بسیار جذب شده بود و در راه خانه به آن فکر می کرد. آن قدر در افکارش فرو رفته بود که مسیر را اشتباه می رود. به سمت برجی که متعلق به دوره رومی ها بود می رود. تعجب می کند که یک سرباز به سمت او می آید و فریاد می زند که تو چه کسی هستی و اینجا چه می کنی؟ آن جا متوجه می شود که مسیر را اشتباه آمده است.

کشیش مالخاز: خوشحالم که در این جمع مهمان امام حسین (ع) هستم. من یک مسیحی و پیرو حضرت عیسی (ع) هستم اما فکر می کنم امام حسین (ع) درس های زیادی برای من دارد.


این کشیش گرجستانی سپس گفت: از آن سرباز می پرسد به تو چقدر حقوق می دهند که آن جا می ایستی؟ من 2 برابر همین مقدار به تو می دهم تا پیش من باشی و هرگاه من راه را اشتباه رفتم فریاد بزنی تو که هستی و داری این جا چه می کنی؟ این یک سوال مهم برای همه ماست. ما که هستیم و این جا چه می کنیم؟ آیا ما آمده ایم تا فقط نفرت پراکنی کنیم و همدیگر را بکشیم و در سرتاسر جهان نفرت را گسترش دهیم؟ مدام به هم بگوییم تو مسیحی هستی یا مسلمانی تا از هم فاصله بگیریم؟ من این گونه فکر می کنم تا ما آمده ایم تا در کنار هم زندگی کنیم.

وی عنوان کرد: من یک مسیحی و پیرو حضرت عیسی (ع) هستم اما فکر می کنم امام حسین (ع) درس های زیادی برای من دارد. نمی شود در برابر بی عدالتی و ستم مدارا کرد. اگر ما واقعاً عاشق امام حسین (ع) هستیم و می خواهیم پیرو واقعی او باشیم باید در برابر نفرت پراکنی در سراسر این سیاره بایستیم. به همین دلیل فکر می کنم مذهب می تواند ما را به سمت عشق به یکدیگر و همزیستی مسالمت آمیز سوق دهد. مذهب ما را به سمت مدارا می برد اما مدارا کافی نیست. ما به چیزی ماورای این می توانیم به عشق و همزیستی مسالمت آمیز برسیم.

کشیش مالخاز همچنین اظهار کرد: وقتی یک نفر یک کودک 6 ماهه را روی دستش می گیرد و درخواست می کند که به او آب بدهند اما در عوض او را می کشند، کسی که این کار را می کند چیزی جر شیطان نیست. داستان امام حسین (ع) نشان می دهد که فردی که قدرت دارد باید به افراد ضعیف توجه کند. به همین دلیل است که فکر می کنم داستان امام حسین (ع) در این روزگار خیلی اهمیت دارد.

وی خاطرنشان کرد: تجربه من از پیاده روی نجف تا کربلا یکی از عمیق ترین تجربه های معنوی من بوده است. تأثیر اربعین یک تأثیر معجزه آساست که دارد جهان را به سمت بهترین راهی که می تواند برود می برد. من با همین لباس در اربعین شرکت می کردم و تمامی شرکت کنندگان با من مثل خودشان برخورد می کردند و مرا می پذیرفتند. در پیاده روی اربعین هر کس هر چیزی که داشت برای من می آورد و آن حس نوع دوستی و مهمان پذیری برای من خیلی جالب بود. من نه از بستگان آن ها بودم و نه حتی از جامعه و مذهب آن ها؛ اما آن ها این گونه مرا پذیرفتند و مهمان نوازی و مهربانی از خودشان نشان دادند که این از ابعاد برجسته اربعین است.

مالخاز اضافه کرد: به همین دلیل است که من معتقدم اربعین، موتور تولید امید است. اگر ما در مسیر نجف تا کربلا می توانیم با هم مهربان باشیم چرا در مسیر تهران تا تفلیس نتوانیم با هم مهربان باشیم و به هم عشق بورزیم؟ باید تشکر کنم از مهربانی افرادی که در این پروژه سهیم شدند. برادر هادی، براد علی و برادر حسین در این پیاده روی به من کمک کردند و توانستم این سفر را به پایان برسانم. آن احساسی که آن روزها تولید شد امروز آماده فوران است. امیدورام این مستندی که ساخته شد بتواند احساسی که در پیاده روی اربعین وجود دارد را به مخاطبینی که تجربه آن را نداشته اند منتقل کند.

وی همچنین عنوان کرد: امیدوارم که افرادی از خانواده خودم و مذهب خودم در این پیاده روی شرکت کنند و حس مهربانی و مهمان نوازی و پذیرفته شدن از جانب دیگران را ببینند. بدون هیچ اغراقی می گویم که عمیقاً مایلم میان مسلمانان و مسیحیان روابط خوبی برقرار شود. مسلمانان و مسیحیان نیمی از جمعیت کره زمین را تشکیل می دهند. صلح و زیست مسالمت آمیز در آینده در دستان ماست.

بدون هیچ اغراقی می گویم که عمیقاً مایلم میان مسلمانان و مسیحیان روابط خوبی برقرار شود. مسلمانان و مسیحیان نیمی از جمعیت کره زمین را تشکیل می دهند. صلح و زیست مسالمت آمیز در آینده در دستان ماست.


مالخاز افزود: در قفقاز که من در آن جا به دنیا آمده ام مرد مسنی وجود داشت که به علم و دانایی شهره بود. گروهی جمع شدند تا او را امتحان کنند. تصمیم گرفتند تا از راه فریب وارد شوند. یک گنجشک در دست شان گذاشتند و تصمیم گرفتند از او بپرسند که چه چیز در دست ماست. اگر تشخیص داد که پرنده ای در دست ماست از او بپرسیم زنده است یا مرده؟ اگر درست تشخیص داد که زنده است دست شان را به هم بفشارند تا بمیرد و اگر گفت مرده است پرنده را آزاد کنند تا در هر صورت اشتباه پاسخ داده باشد. وقتی پیش آن مرد حکیم رفتند و از او پرسیدند او گفت که فکر می کنم یک پرنده باشد. وقتی از او پرسیدند زنده است یا مرده؟ گفت این دیگر به شما بستگی دارد.

وی در پایان گفت: آینده این کره خاکی هم در دست ماست. می توانیم بر مبنای آن الهامات و تعالیمی که از امام حسین (ع) می گیریم جهان را زنده نگه داریم. صحنه ای در حرم امام حسین (ع) دیدم که برای همیشه در ذهن من خواهد ماند. مرد بلند قد و جوانی کودک فلج خود را به حرم آورده بود. معلوم بود که آن بچه زجر می کشید. آن مرد طفل را به سمت آسمان بالا گرفت و با گریه دعا کرد. آن جا بود که متوجه شدم این مرد می تواند رنج خود با امام حسین (ع) را همزادپنداری کند؛ به جای دیگران پر شور و احساس بودن و به جای دیگران درد کشیدن. این چیزی است که می تواند جهان و هستی را نجات دهد. امیدوارم خداوند ما را ببخشد و حفظ کند.